نجم الدين ابو الرجاء قمى

365

تاريخ الوزراء ( فارسى )

دود از مطبخ آمدن 5 ر دود برآوردن 75 ر دود بلا به مغز رسيدن 202 پ دود به روز شنيع‌تر باشد كه به شب 35 پ دود دل درويشان بخار عود شد 207 ر دود سقف خانه نسوزد ولى سياه كند 32 پ دود سياه حال او توتيا گشت 106 ر دود همواره بر بالاى آتش باشد 31 پ دور فلك 40 پ دور فلك اشارت تيغ اوست 227 پ دور گردون 110 پ دور گورخران 10 پ دورى سهيل از ستارگان 17 ر دوست كامى فرا صراحى دادن 13 ر دوستى او خواب يك ساعت بودى 128 پ دوستى عزيز 1 پ دوستى و صفاى عقيدت با عروق و اعصاب ممتزج بودن 63 ر دوك هر ساعت كسوتى بكند و يكى ديگر درپوشد 17 ر دولاب گردون هروقت به شكلى ديگر مىگردد 165 ر دولت اگر پايدار بود ، خلق شود 32 پ دولت اين جهان مجاز است ، اگر به رايگان بخرند هم گران باشد 161 پ دولت چون باد است ، باد را نشايد گردانيدن 26 ر دولت چون باد است ، هروقت از جائى ديگر برآيد 129 پ دولت چون رفت نه آوازى باشد كه آن را از مطرب بازخواهند 200 ر دولت درفش كاويان 191 ر دولت را افتان و خيزان بسيار باشد 77 ر دولت گردنده‌تر از گوى ميدان است 27 ر دولت مبارك 188 پ دهان خشك و زبان لال 154 ر دهانى كه از فواق باز شود ، نه از خنده 36 پ دهل پرمشغله و ميان‌تهى 36 ر ديدار باشد كه حدكار و كفشگرى تا كجا باشد 106 ر ديده‌بان و حافظ 205 ر ديده‌بان و خازن شدن 99 پ ديدهء دولت را يرقان ديده او نرگس پديد آمد 178 پ ديدهء روزگار دو بزرگ چنان نمىبيند 182 ر ديدهء فضل 94 ر ديگ برين سه‌پايه باستاد 34 ر ديگ را از شحم حنطل چربى نباشد 36 ر ديگ را تا زهمه برنگيرند خوشبو نشود 141 پ ديگ‌ها را چون اطفال از آب و آتش دور داشتن 15 ر ديوار بود كه در كنار او چه بود 33 پ ديوار ضلالت زيروزبر كردن 208 ر